• این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کارکرد مغز و ويژگي‌هاي رواني در دوره‌هاي مختلف سن

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

گردآورنده: داکتر هامش درويش-----ويرايش: داکتر اسماعيل درمان
در مغز انسان حدود ??? بيليون حجر? مغزي وجود دارند که به صورت يک شبکه بسيار پيچيده با يک‌ديگر در ارتباط اند.
 مغز انسان به عنوان مرکز سيستم عصبي يکي از پيچيده‌ترين بخش‌هاي بدن انسان است که تا کنون بيشترين اسرار زيستي

(بيولوژيک) بدن انسان را در خود نهفته داشته و دانشمندان براي درک بسياري از اين اسرار هم‌چنان در حال مطالعه و توسع? ابزارهاي جديد مطالعاتي هستند.

انسان‌ها از سال‌ها قبل علاقه‌مند بودند اطلاعاتي در مورد مغز و شيو? کار آن  بدست بياورند. تا دو هزار سال پيش انسان چيزي راجع به مغز نمي‌دانست. انسان‌هاي قبل از يونان باستان فکر و انديشه را مُجزّا تلقي مي‌کردند. يوناني‌ها نيز بيش‌تر از اين نمي‌دانستند و حتا ارسطو پدر علوم باستان، فکر مي‌کرد که مرکز احساسات و حافظه در قلب است. در زمان رنسانس فهميدند که مرکز فکر و هوش در سر است، ولي تا قرن بيستم، مغز به صورت يک راز باقي ماند تا اين‌که براي فهم دقيق مغز انسان، گام‌هاي برداشته شد و بيش‌تر اين پيشرفت‌ها در نيمه قرن بيستم انجام شده است.

مغز پيچيده‌ترين عضو بدن انسان است. اين عضو  پيچيده با وجود آن که تنها ? فيصد از وزن بدن را شامل مي‌شود بين ?? تا ?? فيصد از انرژي کُلّ بدن را مصرف مي‌کند. در مغز انسان حدود ??? بيليون حجر? مغزي وجود دارند که به صورت يک شبکه بسيار پيچيده با يک‌ديگر در ارتباط اند.

يکي از مهم‌ترين کارهاي مغز انسان، تفکر و تعقل است و اساساً مهم‌ترين تفاوت بين انسان‌ها و حيوانات نيز همين ويژگي است.

تحقيقات دانشمندان نشان مي‌دهد که ارتباط خاصي ميان سوي? تواناييِ مغز انسان و حجم يا وزن آن وجود ندارد. چنانچه  مطالعات روي مغز آلبرت انشتين انجام شده، نشان مي‌دهد که ابعاد و وزن مغز او کمتر از حد متوسط بوده است.

در زمان حيات داخل رَحِمي، تنها چهار هفته بعد از اِلقاح، نخستين حجرات مغزي يعني نيورون‌ها، به طور حيرت‌آوري (حدود ??? هزار نيورون در هر دقيقه) شروع به رشد و تکثير مي‌کنند؛ ميليون‌ها سلول مغزي شروع به برقراري ارتباط با يک‌ديگر کرده و به اين ترتيب ميلياردها ارتباط ميان‌حجرويِ مغزي ايجاد مي‌شوند و هر حجر? مغزي دقيقاً در جاي مناسب خود قرار مي‌گيرد.

مغز کودک درداخل رحم بسيار سريع رشد مي‏کند و طي دو ماه از چند حجره محدود، به پيچيده‏ترين ساختار بدن تبديل مي‏شود. طفل داخل رحم در شش‌ماهگي توانايي‏هاي مهمي کسب مي‌کند که همه تحت کنترل مغز مي‌باشند. بنابر پژوهش‌هاي انجام شده، واضح شده است که فشارهاي روانيِ مادران در زمان بارداري مي‌تواند تشوشاتي را در ساختمان و عملکرد مغز اين نوزادان در آينده بوجود بياورد که زمينه‌ساز اختلالات رواني، از جمله اسکيزوفرنيا يا جنون مزمن باشد.

 در هنگام تولد، مغز نوزاد هنوز به طور کامل شکل نگرفته است و تنها به انداز? يک سوم انداز? واقعي است. معمولاً مدت زيادي طول مي‏کشد تا مغز کامل شده و به شکل تکامل‌يافت? خود برسد.

در سال اول تولد، تراکم اتصالات حجرات عصبي که در مغز ايجاد مي‏شود به سرعت افزايش يافته و همان فرآيندي که قبل از تولد آغاز شده ادامه مي‏يابد. در حدود ده ماهگي ميزان افزايش اتصالات حجرات عصبي يا سيناپس‌ها متوقف شده و از يک‌سالگي تا پايان عمر تقريباً ثابت مي‌ماند، اما طبق يافته‌هاي جديد، مغز تا آخر حيات به رشد خود ادامه مي‌دهد. در گذشته ها باور به اين بود که رشد مغز در ?? سالگي توقف مي‌کند.

مغز يک طفل در يادگيري زبان به طور شگفت‌انگيزي عمل مي‌کند

هرچند در سنين بزرگ‌سالي مرکز تکلم و يادگيري زبان در نيم? چپ مغز تمرکز مي‌کند، اما مغز کودکان کم‌تر تخصصي بوده و در واقع هنوز قسمت‌هاي مختلف آن به فاکتور‌هاي متفاوت مربوط نمي‌شود و مثلاً در يک کودک يک ساله، تمام قسمت‌هاي مغز به صورت کل  براي يادگيري زبان و گفتار فرمان مي‌دهد. اما کم کم و با بالا رفتن سن يادگيري زبان به سمت چپ نيم‌کر? مغز محدود مي‌شود. حال اگر به هر دليلي مغز انسان در دوران کودکي تحت تاثير يک بيماري خاص قرار بگيرد، تاثيرات مُخرّبي بر رشد مغز و نحو? عملکرد آن مي‌گذارد.

مغز کودکان از دعواهاي خانوادگي آسيب مي‌بيند

 
اطفالي که مداوم در خانواده يا بيرون از محيط خانواده، خشونت و پرخاشگري مي‌بينند، تغييرات در واکنش‌پذيري قسمت‌هاي مختلف مغز آن‌ها مشابه عکس‌العمل‌هايي است که در مغز سربازان برگشته از جنگ به وجود مي‌آيد.
بر اساس تحقيقات تازه، همان‌گونه که جنگ روي سربازان اثرگذار است، خشونت و پرخاشگري‌هاي خانوادگي مغز اطفال را تحت تاثير قرار مي‌دهد. تنش و استرس مداوم در زندگي اطفال سيستم‌هاي پاسخ‌گر به فشارهاي روحي يا استرس را مختل مي‌کند و بخصوص دو بخش حساس مغز يعني «آميگدالا» و «اينسولا» را تغيير مي‌دهد.

بدن و مغز انسان به گونه‌اي عمل مي‌کنند که به خاطر سلامتي فرد هميشه براي شناسايي و واکنش به خطرات موجود آماده‌اند و اين توانايي بسيار مهمي به شمار مي‌رود، چون ما را در شرايط سخت و نامطلوب حفظ مي‌کند. با اين حال در نتيج? فشارهاي روحي مداوم و هميشگي تغييراتي در مغز رخ مي‌دهد که سيستم‌هاي هشداردهنده بيش از حد حساس مي‌شوند.

وقتي کودک يا نوجواني در موقعيت‌هاي زير فشارهاي روحي مانند خشونت‌ها و پرخاشگري‌ها وجنگ وجدال‌هاي خانوادگي دوام‌دار قرار مي‌گيرد، عکس‌العمل‌هاي مغز از حالت عادي خارج مي‌شوند.

اطفالي که مداوم در خانواده يا بيرون از محيط خانواده، خشونت و پرخاشگري مي‌بينند، تغييرات در واکنش‌پذيري قسمت‌هاي مختلف مغز آن‌ها مشابه عکس‌العمل‌هايي است که در مغز سربازان برگشته از جنگ به وجود مي‌آيد. حتي اگر اين فرزندان نشانه‌هاي بيروني مانند افسردگي يا نگراني را نداشته باشند، فعاليت مغزشان به گونه‌اي است که هر لحظه امکان واکنش بيش از حد به خطرات احتمالي از سوي آن‌ها وجود دارد.

هر چه اطفال در زندگيِ شان خشونت بيشتري تجربه کنند، عکس‌العمل‌هاي شديد عصبي در مواجهه به موقعيت‌هاي استرس‌زا داشته و بيش‌تر مستعد به مبتلا شدن به بيماري‌هاي رواني مي‌باشند.

مغز يک نوجوان و جوان

در اين سن قشر پيشانيِ مغز (فرانتل) که مرکز استدلال و کنترل ميل و خواسته است، هم‌چنان در حال پيشرفت و تکامل است. به همين دليل سن نوجواني، سن جوشش احساسات و عواطف و استدلال‌هاي گوناگون است و اين‌ها همه با مغز و نحو? عمل‌کرد آن و تاثير هورمون‌هاي مختلف در سن بلوغ مربوط مي‌شود.

 متخصصين طب رواني دريافته اند که ساختار حجرات مغزي انسان و فعاليت آن‌ها در سنين پانزده تا هفده سالگي از بنياد تغيير مي‌کند و در نتيجه تغييرات در ميکانيزم فعاليت‌هاي فيزيولوژيک در مغز نوجوانان را سبب مي‌شود. به عبارت ديگر، انسان‌ها در نوجواني در يک مرحلهً بازسازي مغزي قرار مي‌گيرند و بدين سبب اغلب از خود پيشامدهاي ضد و نقيض و کج‌خُلقي‌ها را تبارز مي‌دهند که مي‌توان آنرا قسماً به تغيير ساختمان مغز آن‌ها ارتباط داد.

دور? جـوانـى کـه حدوداً از شانزده سالگى شروع مى‌شود، طبق نظر بعضى دانشمندان، پنج سال اسـت، يعنى تا بيست و يک سالگى ادامه دارد. در دور? جوانى بر اثر ترشحِ هورمون‌‌هاى بلوغ، دگرگوني‌هايي در شـخـص بـروز مـى‌کـنند و رشد جسم او بيش‌تر مى‌شود. با اين تغيير و تحول جسمى، ساير امور روحى هم تغيير مى‌کنند؛ احساسات و تمايلات جديدى در نهادِ جوان به وجود مى‌آيد.

رشد احساسات و عواطف بخش اصليِ ويژگي دوران نوجواني و جواني را تشکيل مي‌دهد. شناخت ويژگي‌هاي اين تحولات عاطفي کليد اصلي حل مشکلات عاطفي اين دوره است. با توجه به اين که در اين دوران بيداري هيجانات زندگي عاطفي نوجوان را دربر مي‌گيرد، جوان با نياز شديد به دوست داشتن و دوست داشته شدن مواجه است. گاه اين نياز به صورت برقراري پيوندهاي دوستي و گاه در خيال‌پردازي‌ها و روياهاي نوجوان و جوان نمود پيدا مي‌کند.

بر اين اساس و با توجه به نياز مُبرم نوجوان و جوان به تأمل و تفکر و دروني شدن احساسات شان، لازم است فرصت‌ِ کافي براي اين‌که پاره‌اي از ساعات با خود خلوت کنند و به انديشه فرو روند، در اختيار شان قرار گيرد و والدين آگاهانه و ناآگاهانه خلوت مورد نياز شان را بر هم نزنند و با اين عمل علاوه بر ارضاء نياز طبيعيِ شان، اعتماد آن‌ها را نسبت به خود سلب ننمايند. با اين حال، با توجه به سرکش بودن عواطف نوجوان و جوان و نياز به کنترل و نظارت بزرگ‌ترها ، اين نظارت نبايد به صورت سخت‌گيرانه و بي‌توجه به نيازها و شرايط ايشان صورت گرفته و از حد اعتدال خارج شود.

مغز ميان‌سالان
 
ميان‌سالي، سني است که در آن فرد تجارب بسيار متنوع و گهگاه ضد و نقيض دارد. از يک سو، زندگي در دوران بحراني و پُرتلاطم است، و از سوي ديگر، از آرامش نسبي برخوردار است.
مطالعات جديد نشان مي‌دهد که رشد مغز در انسان‌ها در ميان‌سالي (?? تا?? سالگي)  و پس از آن هم ادامه دارد. در حالي‌که پيش از اين عقيده به اين بود که رشد مغز در ?? سالگي متوقف مي‌شود.

کورتکس (قشر) فوقاني مغز مهم‌ترين بخش مغز به حساب مي‌آيد و وظيف? تصميم‌گيري، برقراري روابط اجتماعي، و به طور کلي تمامي ويژگي‌هاي شخصي انسان‌ها را بر عهده دارد و وجه تمايز مغز انسان و مغز ساير موجودات محدود به اين منطقه از مغز مي‌شود.

مغز ميان‌سالان يک نمون? کامل از نيرويِ عقلاني و فهم وهوشِ انساني است. علاوه بر تفکر و تعقل احساسات نيز بطور عمده توسط مغز کنترل مي‌شوند. بين احساسات و تعقل يک واکنش و تبادل حياتي و مهم وجود دارد. هم? ما مي‌دانيم که عملکرد نادرست مغز مي‌تواند باعث بروز درد در نواحي مختلف بدن، افسردگي، استرس، و ضعف و ناتواني شود. ضمناً مغز به روي کُنش‌ها و واکنش‌هاي احساسي و عاطفي نيز تاثير مثبت دارد، مانند خنده، هيجان، محبت ورزيدن، و امثال آن. قبلاً گمان مي‌شد که احساسات و عواطف ناملموس و غيرقابل‌درک اند، اما امروزه با بررسي مغز افرادي بزرگ‌سال ثابت شده است که مرکز احساسات و عواطف مختلف در مغز کاملاً مشخص است و اين کيفيت‌ها، غير‌قابل‌لمس و نامحسوس نيستند. سيستم مغز به گونه‌ي عمل مي‌کند که ما حس پنج‌گان? لامسه، بويايي، شنوايي، چشايي، و بينايي را به طور کامل حس کرده و درک مي‌کنيم. زندگي ما نيز بدون احساسات و عواطف، بي‌معني و پوچ خواهد بود. به همين دليل عملکرد مغز در اين زمينه بسيار مهم و حياتي است.

ميان‌سالي، سني است که در آن فرد تجارب بسيار متنوع و گهگاه ضد و نقيض دارد. از يک سو، زندگي در دوران بحراني و پُرتلاطم است، و از سوي ديگر، از آرامش نسبي برخوردار است. اين دوره از زندگي زماني است که فرد مي‌تواند از موفقيت‌هاي گذشته خود احساس رضايت نموده، و در عين حال، به شکست‌هاي خود اعتراف کند. ميان‌سالي سني است که فرد، ضمن کسب لذت، گهگاه دست‌خوشِ غم و اندوهِ شديد نيز مي‌شود.

از نظر دانشمندان، دور? ميان‌سالي پُرفشارترين دوره زندگي است. در اين دوره، مسائل زندگيِ خانوادگي، پرورش فرزندان، به دست آوردن و نگهداري و ارتقاي شغل و ساير مشکلات، فشارهاي گوناگوني را بر انسان تحميل مي‌کنند و او نيز با تمام قوا به مقابله با مشکلات و حل آن‌ها مي‌پردازد. به طور خلاصه گفته مي‌توانيم که سنين ميان‌سالي مي‌تواند همراه باشد با تغييرات مهمِ رُشدي در زمينه‌هاي فکري، عاطفي، اجتماعي و زيستي.

مغز افراد سال‌مند

 
پژوهش‌هاي جديد نشان داده اند که مغز حتا در سنين پيري تا حدي قابليت رشد و ترميم دارد. درين‌جا نمون? از ارتباط ميان سلو‌‌ل‌هاي مغزي نمايش داده شده است.
مغز انسان تا آخرين سال‌هاي عمر و در سنين پيري مي‌تواند به صورت نسبي کار کرده و عملکرد مطلوبي داشته باشد. دانشمندان دريافته اند که مغز انسان حتي در سنين ?? تا ?? سالگي هم مي‌تواند به ساختن نيورون‌هاي جديد ادامه دهد. برخلاف برخي باورهايي که در گذشته وجود داشت مبني بر اين که با افزايش سن و پير شدن انسان تعداد زيادي از حجرات مغز به تحليل مي‌روند، امروزه ثابت شده است که با افزايش سن، مغز انسان تا اندازه‌ي فعال باقي مي‌ماند.

با اين حال بيماري‌هاي مغزي‌اي وجود دارند که با بالارفتن سن و پير شدن خود را بيش‌تر نشان مي‌دهند، مانند پارکينسون، آلزايمر و دمانس.

‏در سالمندِ نورمال با بالارفتن سن، کاهش و نقصان در اعمال شناختي ظاهر مي‌گردد، مانند آهسته شدن واکنش‌هاي رواني، کم‌شدن دقت و توجه، کم‌شدن تمرکزفکري، کم‌شدن  قدرتِ فراگيري و کم‌شدن حافظه براي به ياد آوردن حوادث دور و نزديک. تمام اين‌ها مواردي اند که به تدريج ظاهر مي‌شوند و تا حدي انعطاف‌پذير نيز هستند. در حقيقت سالمندي پاسخ بدن انسان نسبت به شرايطي است که به بدن انسان تحميل مي‌گردد!

منابع:

-   Child Abuse Can Cause Permanent Damage to the Brain, Body, and Emotional Well-Being
URL: http://www.4therapy.com/news/also-news/child-abuse-can-cause-permanent-damage-brain-body-and-emotional-well-being-2457

 - شگفتي هاي مغز http://dari.irib.ir/index.php/

- اسرار مغز انسان http://iranpest.blogfa.com/post-1158.aspx

- سايتي براي زندگي بهتر http://www.khoshbin.ir/PAPER.aspx

-روانشناسي ميانسالي


کلیه حقوق این وبسایت متعلق است به ندای مهر انتشار و کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز است

کانال تلگرام مشاوره خانواده ندای مهر