• این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آيا روح ما پر از سايه است؟

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

گفت وگو با مهسا مرعي نوتاش مدرس و كارشناس ارشد روان شناسي تربيتي

شايد مبحث سايه (shadow) و مفهوم آن در روان شناسي مدرن ابتدا براي برخي از افراد ناآشنا و عجيب باشد اما امروزه مفهوم سايه از مباحث اساسي و كاربردي در مقوله هاي روانكاوي و روان شناسان است كه سال ها به مطالعه علمي اين مبحث پرداخته اند. ما انسان ها مجموعه اي از خصوصيات رفتاري پيچيده اي هستيم كه بر اين اساس، شخصيت مان را مي توان به دو قسمت خودآگاه و ناخودآگاه تقسيم كرد. خودآگاه بخشي از وجود انسان است كه به آن

آگاهي دارد و فرد، انتخاب گر رفتار در تعاملات روزانه است و بخش ناخودآگاه قسمتي ديگر از شخصيت انسان است كه برايش ناشناخته است و هيچ وقت به سراغش نرفته و هميشه آن را ناديده گرفته است.

رابطه سايه و بخش ناخودآگاه
سايه ها بخشي از وجود ما هستند كه نسبت به آنها شناختي نداريم و در بخش ناخودآگاه ما جاي دارند و به هر دليلي با اين بخش در زندگي مان در تعامل نيستيم. مهسا مرعي نوتاش، مدرس و كارشناس ارشد روان شناسي تربيتي در مورد شكل گيري سايه هاي وجودي فردي معتقد است: «در گذشته روان شناسان سايه را تنها بخش هاي ناپسند و نامطلوب وجودي مي انگاشتند، از جمله ترس، عصبانيت، بي ارزشي، ضعف، خستگي، تنبلي، حسادت، شكست و... حتي در تصاويري كه از سايه به نمايش گذاشته شده سايه ها سياه، ترسناك و دوست نداشتني بوده اند. در حالي كه امروزه مي دانيم سايه ها مي توانند از تمامي بخش هاي وجودي ما تشكيل شوند. هم ويژگي هاي مثبت و هم منفي.» وي شكل گيري سايه را در تربيت دوران كودكي مي داند و مي افزايد: «زماني كه والدين به هر دليلي رفتار فرزندشان را با برخوردي تند و نامناسب پاسخ مي دهند، كودك مجبور مي شود كه تصميم بگيرد اين رفتار را ترك كند و ناديده بگيرد يا حتي كاملاسركوبش كند و اين بخش در ناخودآگاه كه ما از آن به نام سايه اسم مي بريم، قرار مي گيرد و فرد بدون آنكه شناختي نسبت به اين رفتارش داشته باشد به زندگي و تعامل اجتماعي خود ادامه مي دهد. سايه ها هميشه همراه ما هستند. مگر مي توان سايه هاي مان را از خودمان دور كنيم؟ با هر سرعت و به هر جهتي كه بدويد، سايه شما به دنبال تان خواهد آمد. تنها راه، ايستادن زير نور خورشيد يعني عمل براساس آگاهي هاي مان است.»

سايه هاي وجودي مان را ببينيم
انسان روزي بايد به كشف سايه خود بپردازد و آن روز، زماني است كه به خودشناسي و خودكاوي خود اهميت دهد و شروع به كندوكاو در درون خود كند كه مسلما با بخش هاي جديد و حتي نامطلوبي از وجودش آشنا مي شود كه مي خواهد آنها را ناديده بگيرد و از آنها فرار كند اما نكته مهم اين است كه بخشي از محتواي روان خود را كه به صورت ناخودآگاه در وي وجود داشته، اگر بخواهد سركوب كند يا كنترل آن را ناديده بگيرد نه تنها تصحيح نمي شود، بلكه قدرتمندتر بازمي گردد و فرد را تسخير مي كند. نوتاش اين بحث را به فشرده شدن فنر تشبيه مي كند و مي گويد: «هر چقدر ما فنر را با نيروي بيشتري فشار دهيم و فشرده اش كنيم با قدرت بيشتري آزاد مي شود يعني اينكه ما هيچ مديريتي نمي توانيم روي آن داشته باشيم.»

چگونه سايه ها را شناسايي كنيم
برخي براي پاسخ به اين سوال، سال هاي سال درون نگري و روانكاوي را پيشنهاد مي كنند و معتقدند بايد زمان زيادي را صرف دوران كودكي و ساليان اول زندگي كرد. اما نوتاش براي شناسايي سايه ها، ساده ترين راه را توجه به تعامل در ارتباطات فرد با ديگران مي داند و اظهار دارد: «به خاطر داشته باشيم ما فقط آنچه خودمان هستيم را مي بينيم و براي شناسايي سايه هاي وجودي مان نيازمند كمك گرفتن با توجه به تعامل با ديگران هستيم و در اينجاست كه فرد در اين بحث با پديده فرافكني روبه رو مي شود.» فرافكني در مبحث روان شناسي به معناي نسبت دادن غيرارادي رفتار خود به ديگران به طوري كه فرد فكر كند كه اين رفتار يا ويژگي در ديگران وجود دارد و خودش عاري از آن است. در واقع نقطه ضعف هاي خود را به ديگران نسبت دهد و مطالبي را به ديگران مي گويند كه بايد به خود بگويند. به عنوان مثال فرد خود را عاري از حسادت مي داند و ديگران را حسود خطاب مي كند؛ در واقع در اينجا فرد، فرافكني مي كند چرا كه خود او حسود است نه ديگران. مهسا مرعي نوتاش در اين خصوص به بيان داستاني از ملانصرالدين مي پردازد و مي گويد: «روزي فردي با ملانصرالدين قرار داشت تا با هم گفت وگو كنند. هنگامي كه به خانه او آمد، ملانصرالدين هنوز به خانه نرسيده بود، مرد بسيار خشمگين شد و با گچ روي در خانه وي نوشت: «نادان ابله». ملانصرالدين به خانه آمد وقتي نوشته را روي در ديد شتابان به سمت خانه مرد رفت و گفت: قرارمان را فراموش كرده بودم، مرا ببخشيد، تا به منزل آمدم و اسم شما را بر در خانه مشاهده كردم، به ياد قرارمان افتادم.» مثال فوق از برجسته ترين مثال هايي است كه روان شناسان در زمينه پديده فرافكني عنوان مي كنند. نوتاش در ادامه مي افزايد: «در بيشتر ما انسان ها، سايه ها آنقدر ماهرانه مخفي شده اند كه اگر پديده فرافكني نبود شايد به سختي و بعد از سال ها مي توانستيم پي به وجود اين سايه ها ببريم.» اينكه سايرين و افراد پيرامون ما كمك مي كنند احساسات پنهان خود را بشناسيم در واقع يك نوع فرصت استثنايي براي رشد ما انسان هاست و يادآور اين جمله «راه خدا از ميان خلق خدا مي گذرد» است كه با تعامل اجتماعي با ديگران است كه مي توانيم به ويژگي هاي شخصيتي دروني و عميق مان پي ببريم و همچنين به ويژگي هاي سركوب شده و دور از دسترس وجودمان آگاهي داشته باشيم

 


نظرات (0)

دارای رتیه 0 از 5 بر اساس 0 رای
هنوز نظری برای این مطلب وارد نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

میتوانید بعنوان مهمان نظر ارسال نمایید یا با ایجاد حساب کاربری یا ورود به حساب کاربری خودتان.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟
کلیه حقوق این وبسایت متعلق است به ندای مهر انتشار و کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز است

کانال تلگرام مشاوره خانواده ندای مهر