رضایت زناشویی

چه زمان هایی از زندگی , رضایت زناشویی تغییر می کند؟

روابط زناشویی همسران و تغییر رضایت از آن در دوره های مختلف زندگی

در همین زمینه اولسون و همکاران (۱۹۸۹) زندگی زناشویی را به ۷ مرحله تقسیم کرده و معتقدند که در طی این مراحلی، رضایت زناشویی تغییر می کند. هر کدام از این دوره ها به نحوی رضایت زناشویی را تحت تاثیر قرار میدهند. این مراحل به شرح زیر هستند:
۱. زوج های جوان بدون بچه
۲. خانواده با بچه های پیش دبستانی
۳. خانواده با بچه های دبستانی
۴. خانواده با فرزندان نوجوان

۵. فرزندانی که از خانواده جدا می شوند
۶. خانواده ی خالی از فرزند
۷. خانواده در دوران بازنشستگی
همچنین تحقیقات اولسون نشان داده است که:
رضایت از زندگی زناشویی در مردان بیشتر از زنان است.
رضایت زناشویی در مراحل اولیه ی زندگی در زنان از مردان بیشتر است.
رضایت زن و مرد در مرحله ی چهارم کاهش پیدا میکند.
رضایت زن و شوهر در مرحله ی ۶ و ۷ در مقایسه با مراحل ۲ و ۳ و ۴
بالاتر گزارش شده است.
گرایش به جدایی و طلاق در مرحله ی دوم و چهارم بیشتر از مراحل دیگر گزارش شده است

همانگونه که ذکر شد. عوامل متعددی در رضایت زناشویی تأثیر میگذارند. بعضی از این عوامل در فصل های گذشته ارائه شده است.

بعضی دیگر از عواملی که رضایت زناشویی از آنها تأثیر میگیرد،
1- سن
همشهری بودن و شباهت پارهای ویژگی های جسمی مانند رنگ پوست و اندازه ی قد عوامل کافی برای پیوند ازدواج نیست. گواینکه در میان تمامی متغیرهای اثرگذار بر رضایت زناشویی، نزدیکی سن یکی از بنیادی ترین آنهاست. آلن ژیرا می نویسد: آگاهی های جمعیت شناسانه درباره ی سن همسران به هنگام ازدواج آموزنده است. بیشتر اوقات افرادی با هم پیوند همسانی سنی را باید به عنوان یک ضریب مهم در رضایت زناشویی در
نظر گرفت.
2- تحصیلات

با افزایش سطح تحصیلات، آگاهی و دانش افراد و نحوه ی مقابله ی آنها با مشکلات، به طور گسترده ای متفاوت شده و عملکرد آنها بهتر خواهد شد. اما گاهی اوقات اختلاف سطح تحصیلات در بین زن و مرد ممکن است موجب اختلاف زناشویی شود. چنین به نظر میآید که در صورت اختلاف در مدارج تحصیلی، تفاوت هایی در نحوه ی تفکر و ارزش ها و حتی علایق افراد به وجود می آید. از طرفی بالاتر بودن تحصیلات زن از شوهر نسبت به زمانی که سطح تحصیلات مرد از همسرش بالاتر است، مشکلات بیشتری را می تواند در برداشته باشد. البته این امر بدین معنی نیست که اصلا نباید زن و مردی که سطح تحصیلات متفاوتی دارند، با هم ازدواج کنند.
واقع بینی در ازدواج، از ایده آل نگری اهمیت بیشتری دارد.
3- فرزندان

تولد کودک نشانه ی تغییری بنیادی در سازمان خانواده است. به دنبال تولد کودک تعلق جسمی و عاطفی به کودک مستلزم تغییر در الگوهای مراوده ای زن و شوهر است. اگر زن و شوهر، مرزها را به روشنی مشخص کرده باشند تولد کودک تأثیر مثبتی بر رضایت زناشویی آنها می گذارد. اما در صورتی که تولد کودک مشکلات مرزی ایجاد کند، میتواند رضایت زناشویی را کاهش دهد.
4- طول مدت ازدواج

در تجزیه و تحلیل های تکاملی خانواده، توجه اصلی پژوهشگران معطوف به تغییرات مهمی است که در طول زندگی زناشویی یک زوج دارای فرزند رخ میدهد.
لونسون و همکاران (۱۹۹۲) پیوندهای بلندمدت زناشویی و رضامندی زناشویی نسبی را در ۱۵۶ زوج مورد مطالعه قرار دادند. یافته های آنها نشان داد که هر چقدر مدت بیشتری از ازدواج میگذرد، رضایت زناشویی افزایش مییابد.
5- همکاری

همکاری عبارت است از اقدام مشترک برای دستیابی به هدف های مورد نظر یک زوج . همکاری با شیدایی و از خود بی خود شدن های رمانتیک متفاوت است. در یک ازدواج منطقی ممکن است علایق و هدف های زن و شوهر متفاوت باشد، اما راه رسیدن به توافق مذاکره ی آنها با هم است. مثلا در زمینه ی تقسیم کار یا تربیت فرزندان برای دستیابی به هدف بلندمدت تر یعنی برخوردار شدن از روابط لذت بخش و باثبات، بحث و مذاکره بسیار مفید است. بعضی از زوج ها دربارهی تقسیم وظایف و این که هر کدام از آنها موظف به انجام چه مسؤولیت هایی هستند، اختلاف پیدا می کنند. امروزه با تغییر تدریجی نقش های زن و مرد، و تعیین مسؤولیت های زن و شوهر در قبال هم دشوارند. و با پیدا شدن مسؤولیت دوگانه برای زن (کار در بیرون و وظایف درون خانه) زن و شوهر باید در کار تأمین درآمد و انجام وظایف خانه داری، با هم مشارکت کنند. این تحول در بعضی از زمینه ها و بخصوص در مواردی که نقش یک نفر نامشخص است، مشکلاتی ایجاد می کند. (بک، ۱۳۷۰). زوج هایی که با هم همکاری میکنند از رضایت زناشویی بالاتری برخوردار می شوند.
. درک و تفاهم همسر درک همسر به عنوان یکی از عوامل مهم، بر موفقیت ازدواج تأثیر می گذارد. برای تفاهم و درک متقابل، زوج ها باید یاد بگیرند که شنوندهی خوبی باشند و با حوصله و شکیبایی زیاد به سخنان یکدیگر گوش دهند. هر یک از زن و شوهرها برداشتی از یکدیگر دارند که قسمتی از آن درست و قسمتی دیگر غیر واقع بینانه است. این دیدگاه ها، مانع بزرگی برای شناخت واقعی طرف مقابل به شمار می آیند. به محض اینکه یکی از طرفین احساسی کند که همسر وی در مورد او برداشتی نادرست داشته، اطمینان و اعتمادی که زمینه ساز و لازمه ی زندگی مشترک است را از دست می دهد. این نقطه ی شروع اختلافات بزرگ است.
7- اعتقادات مذهبی

مذهب یکی از جلوه های لطیف ذهن انسانی است که از سرچشمه های معنوی و الهی تغذیه می کند. به رغم دگرگونی های جوامع جدید صنعتی که گاه در راستای تضعیف حس مذهبی جوانان و استقرار گونه ای خردگرایی محض و جدایی پدیده های حیاط از ابعاد دینی حرکت کرده اند، تأثیر اعتقادات مذهبی بر کردار جوانان قابل توجه است. تحقیقات زیادی تأثیر مذهب را بر ازدواج بررسی کرده و مورد تأیید قرار دادهاند. ازدواج با افراد ناهمسان از لحاظ مذهبی را میتوان نشانه ی ضعف کنترل های اجتماعی دانست. این میل در میان همه ی افراد یک جامعه یکسان نیست. براساس مطالعات به عمل آمده در جامعه ی آمریکا، افراد جوانتر و کسانی که در موقعیت اقتصادی-اجتماعی پایین تری قرار دارند، بیشتر مستعد اینگونه ازدواج ها هستند. براساس مطالعاتی که بر روی
ازدواج های همسان و ناهمسان از لحاظ مذهبی صورت گرفته، معلوم شده است که اکثر ازدواج های ناهمسان از نظر مذهب با شکست روبهرو شده اند. میزان طلاق در اینگونه ازدواج ها بیشتر از ازدواج های همسان مقابل شده و رضایت زناشویی را افزایش می دهد. عدم پایبندی به مسائل مذهبی میتواند بی تعهدی را در رفتار زوج ایجاد کرده و از این طریق،
باعث کاهش رضایت زناشویی می شود.
8- مسائل مالی و اقتصادی

فشارهای اقتصادی نیز در زمره ی عوامل مهم در بروز نارضایتی زناشویی است. زن و شوهری که تحت فشار روانی ناشی از فقر اقتصادی قرار دارند، درگیر مسائل مختلفی می شوند. این عوامل فشارزا، تعارضهای است از نظر روانی درگیر مسائل مالی خانواده شوند. آنها ممکن است به دلیل ساعات طولانی کار و تلاش برای پرداخت هزینه های زندگی، وقت کمتری را به یکدیگر اختصاص دهند و در نتیجه وقت و انرژی کمتری نیز صرف مسائل خانوادگی میکنند. مشکلات اقتصادی ممکن است نسبت به همسر خصومت ایجاد کند صرفاً به این دلیل که نتوانسته امکانات مالی مناسبی را برای خانواده فراهم کند. با افزایش این خصومت، گرما و صمیمیت و کیفیت خوب زندگی زناشویی کاهش یافته و از میزان روابط لذت بخش نیز کاسته می شود (کارلسون ، ۱۹۹۲).
9- اقوام و دوستان وظیفه ی دیگری که زن و شوهر با آن روبهرو هستند، جداشدن از خانواده های اصلی آنان و تبادل نظر و توافق بر سر برقراری روابط متفاوتی با والدین، خواهر و برادران خود و فامیل همسر است. روابط سالم در حد مناسب می تواند رضایت زناشویی را افزایش دهد. قطع رابطه با دوستان و خانواده ها نیز میتواند به کاهش رضایت زناشویی
10- رابطه ی جنسی

به اعتقاد بسیاری، رابطه ی جنسی زن و شوهر عاملی تعیینکننده در رضایت از زندگی زناشویی است. هماهنگی جنسی از معیارهای اساسی در انتخاب همسر معرفی شده است. اگر رفتارها و معیارهای جنسی در زن و مرد خیلی با هم متفاوت باشد، میتواند مشکلات زیادی ایجاد کند. اما اگر تمایلات جنسی زوج، نیاز دو طرف را ارضا کند، احساس سعادت در روابط زندگی خانوادگی به وجود میآید. در این صورت علاقه ی زوج به یکدیگر علاقه ای واقعی و پایدار می شود که بر مبنای علاقه ی محض
بنا شده است.
11- صرف اوقات فراغت و تقسیم کارها

بسیاری از زوج ها شاکی هستند که به اندازه ی کافی، زمان را با هم سپری نمی کنند. اما باید توجه داشت که مشکل اصلی، مدت با هم بودن نیست، بلکه مسئله ی اساسی این است که فرصت با هم بودن چگونه میگذرد. مصاحبت و با هم بودن یکی از سرمایه های ازدواج های موفق است که
به سادگی و با برنامهریزی به دست می آید. کافی است زوج به فعالیت هایی توجه کنند که هردو از آنها لذت می برند. مصاحبت و با هم بودن در اول آشنایی بسیار زیاد است. اما به نظر میرسد که به تدریج و هرچه از زمان ازدواج میگذرد، این عامل مهم در بسیاری از ازدواج ها کاهش مییابد. وقتی زن و شوهر در گرفتارهایی از قبیل: معاشرت، مراقبت از بچه ها یا انجام کارهای منزل غرق می شوند، وقت کمتری را با هم سپری می کنند و در نتیجه این عوامل در میزان رضامندی از زندگی
12- اشتغال

نوع اشتغال و میزان علاقه مندی زوجین به شغل طرف مقابل در روابط زناشویی بسیار تاثیرگذار است.مشاورین جنسی زناشویی برا این عقیده هستند که هرچه میزان رضایتمندی شغلی در زوج بیشتر باشد و صرفا برای رفع نیازهای مادی و اقتصادی خانواده نباشد روابط زناشویی بهتر و کامل تری می تواند بین زوجین برقرار باشد .

انتهای مطلب /

استخدام روانشناس و مشاور در تهران
جستجوی روانشناس و مشاور نزدیک شما
مشاوره رایگان ندای مهر